رابطه ی زمان و فضا را بنویسید.

ابتدا میخواهم زمان را توصیف کنم:دو دیدگاه درمورد زمان وجود دارد عده ای معتقدند زمان بعدی است که اتفاقات پشت سرهم درآن رخ میدهند زمان قابل اندازه گیری است و به اصطلاح زمان نیوتونی است . عده ای دیگر معتقدند زمان قسمتی از ساختارهای ذهنی انسان است وقابل اندازه گیری نیست .در مورد فضا نیز فضا بیانگر نوع ویژه ای از ایجاد ارتباط نیست بلکه صورتی است جامع ودربرگیرنده ی هرنوع ایجاد ارتباط چه درمیان انسانها و چه درمیان انسان و محیط وچه در رابطه ی انسان و اشیاما دربحث رابطه ی زمان و فضا در دوران اخیر بحث فشردگی زمان و فضا را داریم که به واسطه ی تکنولوژیهای نوین ارتباطی امکان پذیر شده است .به قول دیوید هاروی این فشردگی از دوره ی رنسانس شروع شده است ورد این نوع فشردگی زمان میتواند محدودیت فضا را از بین ببرد .تجربه ی ما از زمان وفضا بسیار متغیر و سیال است گیدنز در کتاب مدرنیته ی خود معتقد است در مدرنیته بستگی زمان وفضا ومکانهی دیگر از بین میرود وما با کسانی که در مکانهای دیگر زندگی میکنند ارتباط برقرار میکنیم البته ارتباطی غیر مستقیم .پس در دوران اخیر رابطه ی زمان و فضا تعاملات جدیدی را باعث شده است .

رابطه ی فضا و اشیا را بنویسید:

فضاها خلاهایی هستند که میتوانند اشیا رادر خود جای دهند .ارسطو فضا را به عنان ظرف تمام اشیا توصیف میکند در حقیقت برای ارسطو فضا محتوای یک ظرف بود پس فضارا میتوان مجموه ی روابط میان اشیا دانست .البته عده ای دیگر چون کانت فضا را جنبه تای از درک انسان و مستقل از ماده میدانند و معتقد است فضا و زمان مسایل مفهومی و شهودی هستند که دقیقا در ذهن انسان و ساختار فکری او جای دارند ک قایم به ذات نیستند .

به نظر من تعریف ارسطو از فضا بیشتر قابل قبول است چون مستقل از روابط میان اشیا فضا نمیتواند خیلی قابل درک باشد .

رابطه ی فضا و روابط اجتماعی را بنویسید :

فضا و مکان میتواند فرصتی بر ای تاسیس و بازتولید را با محور ارتباط ایجاد کند دراین مورد میتوان بازار تهران در ۳۰یا ۴۰سال پیش مثال زد .بازار تهران در دوران انقلاب عاملی برای تولید و بازتولید روابط فراشخصی بین افراد بازار بود.بازاریان شبکه ای به هم پیوسته از روابط داشتند که به واسطه ی روابط چندجانبه و چندوجهی اقتصادی ُاجتماعی و سیاسی در بازار تهران در فضاهایی مثل قهوه خانه و زورخانه ایجاد میشود وکه از تفرقه های قومی و مذهبی جلوگیری کرده و باعث دوام استحکام و یکپارچگی روابط میان بازاریان میشود واین فضا باعث میشود فرای روابط اقتصادی یک رابطه ی همدلی اجتماعی نیز بین بازاریان شکل بگیرد .

رابطه ی فضا و اشخاص را بنویسید :

به نظر من در فضاهای مختلف روابط بین افراد فرق میکند .مثلا در این مورد میتوان بین فضای خصوصی و خانوادگی و فضای عمومی تفکیک قایل شد در فضای عمومی روابط بین اشخاص براساس قراردادهی اجتماعی پذیرفته شده میان افراد جامعه صورت میگیرد و روابط عمقی نیستند وبسیار سطحی هستند ولی در فضای خصوصی یک خانواده یا دوستان این روابط از استحکام و صمیمیت بیشتری برخوردار است .البته ما یک فضای خصوصی قردی  داریم که مختص خود ماست .ودر رابطه بادیگران دوست داریم آنها این حریم را حفظ کنند .

 

+ نوشته شده توسط الهه محمدی در جمعه چهاردهم اسفند 1388 و ساعت 22:42 |

شاخص هاي اصلي يك خبرنگارموفق
يک خبرنگار بايد به واقعيت يك رويداد دست يابد وهمواره گام به گام حوادث در حوزه كاري خود حركت كند تا تحليل هاي خود را به صورت كامل و رسا ارائه دهد. يک خبرنگار موفق هميشه در انعكاس رخدادها بي طرفانه عمل مي كند؛ چون ذات خبرنگاري مبتني بر بي طرفي است و اينجاست كه خبرنگار با رعايت اين نكته مهم خود را به قوانين ملزم دانسته و در اين مسير به اهداف خود نائل مي شود. علاوه بر اين يک خبرنگار بايد همواره دركسب اعتماد و اعتمادسازي بين خبرنگار، منابع خبري و مردم خود تلاش کند. در جهان حاضر که جوامع در حال تحول و نوزايي هستند قدرت درک، تجزيه و تحليل و پيش بيني حوادث از ديگر مسائل اساسي اين حرفه بشمار مي رود.
امروزه حرفه خبرنگاري يکي از مشاغل ناامن و پردردسر شناخته مي شود. حرفه اي که هر کدام از افرادي از طريق آن امرار معاش مي‌کنند براي فرداي خود، و امنيت شغليشان نگران بوده و از هيچگونه حاشيه امنيتي برخوردار نيستند. کمتر شغلي را مي توان يافت در اين عالم که به دشواري شغل خبرنگاري باشد. ساعت کار باز و به‌روز بودن دائمي از مهمترين شاخصه هاي اين شغل است.
هر روز ميلياردها رويداد در سراسر جهان اتفاق مي افتد كه براي مخاطبان امكان مشاهده بي واسطه يا اطلاع از آنها به علت كثرت رويدادها،گستردگي جوامع،بعد مسافت و مشغله بسيار زياد مردم در زندگي صنعتي و...ميسر نيست؛لذا مخاطبان فقط مي توانند از طريق حلقه هاي واسط بين خود و وقايع كه خبر نگار هستند از وقايع مطلع شوند.بنابراين خبر نگار حلقه واسط مردم و رسانه اند و مردم فقط مي توانند از طريق خبر نگاران از وقايع دور و نزديك مطلع شوند و آنها همچنين چشم و گوش هستند وحضورمسئولانه
،صادقانه و به موقع آنان در منطقه رويداد و گزارش هر آنچه كه اتفاق افتاده است،نه انچه خود دوست داشتند اتفاق بيفتد،مي تواند مردم را بي نياز از حضور بر سر حادثه و محل وقوع رويدادها كند و به آنان در تصميم گيريها و تصميم سازي ها ياري رساند.
يكي از وظايف دست اندركاران مطبوعات، برنامه ريزي دقيق و كارآمد به منظور توسعه بسترهاي كار خبرنگاري و مطبوعات و اعتلاي شغل روزنامه نگاري است ،البته اين حقيقت را نيز نبايد از ياد برد كه تحقق آرمانهاي متعالي همواره با سرعت انجام نمي شود و اولاً وابسته به روند حركت ساير مؤلفه هاي اجتماعي، اقتصادي، سياسي و فرهنگي است و ثانياً نيازمند تلاش، دانش اندوزي، اخلاق محوري، بردباري و خستگي ناپذيري اصحاب مطبوعات است.
براي غلبه بر آسيب ها و چالش هاي توسعه صنعت مطبوعات واعتلاي حرفه خبرنگاري، نيازمند پيش زمينه هايي از جمله پايبندي همگان به حاكميت قانون و پاسداري از ضوابط و مقررات ناظر بر آن مي باشد.
از جمله ديگر نيازهاي توسعه و اعتلاي مطبوعات و روزنامه نگاري تقويت آموزش هاي تخصصي روزنامه نگاري، اعمال شرايط و ضوابط قانوني مشخص براي ورود به اين حرفه، جلب اعتماد مردم از طريق اطلاع رساني دقيق، صحيح و سريع، پرهيز از غوغاسالاري وتكيه بر ميثاق اخلاق حرفه اي روزنامه نگاري از مؤلفه هاي مهمي است، كه مي تواند رسانه هاي كشور را در خدمت توسعه همه جانبه و پيشرفت و سربلندي جامعه اسلامي قرار دهد.
ورود به برخي مطبوعات حتي خيلي ساده تر از ورود به مشاغل ديگر است. نتيجه آن كه پس از مدتي با طيفي مواجه مي شويم كه در كوتاه ترين مدت ادعاي روزنامه نگاري دارند... در كشورهاي پيشرفته وضع فرق مي كند. در آنجا هر مؤسسه مطبوعاتي از طريق وزارت كار اقدام مي كند. افراد با مراجعه به نمايندگان اين وزارت كه حتي ممكن است در محلات هم شعبه داشته باشد، تقاضاي كار مي كنند. روزنامه ها نيز موظفند با بررسي تقاضاهاي رسيده به وزارت كار، نسبت به استخدام نيروي انساني مورد نياز خود اقدام كنند ، نگاهی به مشکلات جسماني و رواني حرفه خبرنگاري
نتایج نظرسنجی مرکز افکار سنجی دانشجویان ایران نشان می‌دهد که 5/91 درصد روزنامه‌نگاران در محیط‌های کار خود تحت فشار روانی قرار دارند. 5/71 درصد به دلیل استرس‌های شغلی با همسرانشان دچار اختلاف هستند، 97 درصد فاقد احساس امنیت شغلی و 66 درصد دچار یکی از عارضه‌های پرخاشگری، افسردگی، بی‌خوابی، خواب‌آلودگی و شتابزدگی هستند و 92 درصد نیز از وضع درآمدی خویش ناراضی‌اند و آن را نامناسب می‌دانند.
گاهی در جامعه ما از سختی کار خبرنگاران سخن به میان می‌آید و هرکس در حد شناخت خود از این شغل پردردسر، پراسترس و پرتنش و نیز شغلی که گاهی علیرغم سختی‌های کشنده‌اش شور و شیرینی را نیز به همراه دارد، سخن می‌گوید. اما ساده‌ترین راه شناخت کار خبرنگاران این است که شما متن کوتاهی را بنویسید و برای چاپ یک نشریه بفرستید و منتظر باشید تا چاپ شود.
خواهید دید که چقدر نوشتن مطلب و ویرایش آن بر شما سخت است. همچنین، اینکه روزها در انتظار چاپ آن بوده و یا اینکه پس از چاپ منتظر تاثیرگذاری آن در جامعه و سیستم اداری شده‌اید» شما را قدری با سختی کار خبرنگار آشنا خواهد کرد. اما بهتر است بدانید این کار شما قطره‌ای از دریای همیشگی و پرتلاطم کار خبرنگاری است که شما اندکی از آن را تجربه کردید.
خبرنگاران مشکلات اجتماعی را جستجو می‌کنند، به واقعیت‌های تلخ پی می‌برند، مسائل و نیازهای جامعه را درک می‌کنند و برای انتشار آن خود را مسئول می‌دانند و چون رابط بین مردم و مسئولان هستند، نمی‌توانند بی‌تفاوت باشند و غفلت بورزند.
فشارهای روانی و عصبی شغل خبرنگاری ممتد و مستمر است چه آنجا که فرد در درون سازمان خود پی‌گیر خبر و یا گزارش است و چه آنجا که ساعاتی را در میان اقشار مختلف مردم سپری می‌کند.
خبرنگاری موجب اختلالات شدید جسمی، قلبی و مغزی و همچنین مشکلات گوارشی، ناراحتی‌های عصبی و تنفسی، زخم معده، خستگی مفرط و استرس‌های روانی می‌گردد که بسیاری از اینها موجب بروز سکته‌های قلبی، مغزی و نیز زخم معده می‌شود.اکثر روزنامه‌نگاران و نویسندگان مطبوعات پس از مدتی دچار گردن درد، دست درد، گزگز و خواب‌رفتگی انگشتان دست، فراموشی و کم‌بینایی می‌شوند.
منابع: حرفه خبرنگاري در تمامي اقسام و اشكال آن، حرفه‌يي سخت و خطرناك محسوب مي‌شود، و اين توصيف ناشي از مخاطرات فراواني است كه خبرنگاران به هنگام فعاليت با آن رو به رو هستند. بي‌شك، رفتار نامناسب و توهين، فقدان امنيت شغلي، اخراج از كار، پيگرد قانوني، محاكمه، بازداشت، ربوده شدن و حتي قتل و ترور، در زمره‌ي مخاطرات فراروي خبرنگاران است. البته شدت و تنوع خطرات حرفه‌ي خبرنگاري به تناسب قوانين و اوضاع امنيتي حوزه‌هاي فعاليت اين حرفه، تفاوت‌هايي با يكديگر دارد.
در دنياي کنوني با وجود تکنولوژي هاي ارتباطي پيشرفته و متعدد در امر دستيابي سريع به اطلاعات و منابع مختلف، كسب اطلاعات موثق و قابل اطمينان در مورد وضعيت سياسى، اجتماعى، اقتصادي، امنيتى و.... بشر بسيار دشوار و در عين حال بسيار ضرورى و حياتى است. خبرنگاران از عناصر اساسي اين مهم بشمار مي روند.
   از مشكلات ديگر خبرنگاري حضور بي واسطه آنان در عرصه اجتماع است كه خطرهاي فراواني براي آنها ايجاد مي كند.حقوق خبرنگاران با توجه به سختي كار و ساعات بسيار زياد تهيه خبر و ارسال آن ، بسيار پايين است و حتي بحث خريد خبر در برخي از خبرگزاري ها نيز براي خبرنگاران مشكلات زيادي را ايجاد كرده است ، زيرا كار خبرنگاري فعاليتي فرهنگي است و با اين كار جنبه مادي پيدا كرده است و نگاه خبرنگاران جوان را تحت تاثير خودش قرار مي دهد.
    در بسياري از موقعيت ها بخاطر دسته بندي جناحي خبرنگاران اذيت مي شوند، عده يي هميشه پيدا مي شوند كه مي خواهند يك روزنامه يا خبرگزاري در اختيار آنها و تحت سيطره شان باشد و براي خبرنگاران فشار ايجاد مي كنند.
    انجمن هاي صنفي روزنامه نگاران نيز هيچ گاه كاري براي خبرنگاران انجام نداده اند، مسائل صنفي در اين انجمن ها سياسي مي شوند و وجود خبرنگاران نيز باعث مي شود مسائل سياسي دو برابر نمود پيدا كند. در حقيقت مانند اين است كه خبرنگاران نياز صنفي ندارند و باقي نهادهاي مدني نيز در اين مورد ضعيف هستند. با تمام اين اوصاف من فكر مي كنم مواضع و خط قرمزهاي سياسي از بزرگترين موانع كار خبرنگاران است و اين باعث مي شود كه آنها احساس ناتواني يا كمبود كنند.

خبرگزاري ايرنا
روزنامه خراسان
www.ijnet.org
باشگاه تحلیلگران جوان آریا

پای حرفهای یک خبرنگار:

طي چند سال اخير با اختصاص يك روز در سالروز شهيد صارمي خبرنگار فقيد در سالنامه شمسي بنام روز خبرنگار (17 مرداد) نامگذاري شده است  و آنان را تا حدودي داراي شان و منزلت كرده و به شخصيت آنها ارتقاء مي بخشد، هر چند به فراخور موقعيت خبرنگاران مشكلات فراواني بچشم مي خورد.
    اولين چيزي كه هميشه آزارم مي دهد گفته هاي برخي از روانشناسان و كارشناسان در خصوص متوسط عمر طبيعي خبرنگاران است كه عمرشان 15 سال كمتر از كساني است كه در مشاغل ديگر فعاليت دارند .
  كم كم دارد سحر مي رسد و همه درخوابند ولي من هنوز بيدارم ، براي تولدي ديگر ، تولد حرفهايي كه دوست دارم بنويسمشان، حرفهايي كه دوست دارم فردايش در اختيار دوستان خواننده قرار دهم ، ولي كاش من هم بمانند همه دوستان عزيز مي خوابيدم و افكارم را با مسائل موجود مشغول نمي ساختم ، ولي من بيدارم براي زنداني كردن كلمات در ميان صفحات سفيد كاغذ و براي نوشتن از يك عشق ، يك عشق هميشه در حال باروري .
  خبرنگاري هر چند شغلي است به ظاهر لذت بخش، اما در باطن انبوهي از رنج ها و مشكلات طاقت فرساي بهمراه دارد كه اگر لذت تاثير پذيري اثرات و نوشته ها و مطالب آن را از نظر دور بداريم مي تواند بسيار جانكاه و ملال آور باشد و سختي كار را دو چندان كند.
   بقول دوستان ؛ خبرنگاري شغل دلربايي است اما چنان دل مشغولي و دل افسردگي را در فرد بوجود مي آورد كه خانواده اش را فراموش مي كند . همچنانكه مي گويند : شغل خبرنگاري از برون دل مي برد و از درون دل مي تركاند . بسيار اتفاق افتاده كه خبرنگاران به خاطر انجام وظيفه خويش كه همانا خبررساني فوري و بموقع است اعضاء خانواده ، دوستان و حتي منفعت هاي اقتصادي را از دست داده است.
    خدا را شاهد مي گيرم در بسياري از مواقع آنچنان بي احترامي به خبرنگاران شده است كه اگر هر شخصي ديگري در اين زمينه فعاليت مي كرد جنگ خونين رسانه اي شديدتر از جنگ هاي اتفاقي در دنياي كنوني پيش مي آمد و حتي در اين اثنا به خود بنده پيشنهاد اتي شده است كه اگر قصدم انحراف در مسير مي بود و يا برخلاف جريان آب مي خواستم حركت كنم حتما با كمي ظرافت و دقت بيشتر ديگر امروز اينجا نبودم و يا بسياري از مواقع جهت چاپ يك مطلب و خبر آنچنان تحت فشار مي بوديم وهستيم كه برزمين و زمان نفرين مي فرستاديم كه چرا با اين همه شغل و كار وارد عرصه رسانه شده ايم و كار خبررساني و اطلاع رساني را برعهده گرفته ايم ، يادتان باشد اينها جزئي ترين امور هستند كه يك خبرنگار و يك نماينده رسانه با آن دست و پنجه نرم مي كند و اينها و بسياري از عوامل ديگر يك پيري زودرس بهمراه دارد و پيري زودرس نيز عواقبي بس خطرناك در پي دارد ، به طوري كه براي افراد علاقمند به شغل خبرنگاري ، كار روزانه ، ناامني شغلي ، رقابت هاي جانكاه خبري وتهديدهاي صاحبان قدرت ومسئوليت تحت الشعاع كار خبرنگاري قرار مي گيرد .
  خبرنگاري شغلي است كه مانند زنجير بر اعضاء وجوارح انسان مي پيچد تا اينكه به زايش محصولي درآيد وبراي مردم وكشور موثر واقع شود .
   كسي كه شغل مقدس خبرنگاري را بر مي گزيند بايد فردي سراپا عشق و استعداد و احساس باشد و بكار خويش براي كاوشگري فراوان علاقه و پشتكار فراوان داشته باشد و از بي باكي و استقامتي در خور برخوردار تا بتواند رنج ها و سختي هاي خبرنگاري را تحمل نمايد . خبرنگاري به جسارت و اراده مستحكم براي پيگيري سوژه هاي خبري ، گزارش و جدال با اصحاب فكر نياز دارد كه اگر نباشد كسي را تواناي ماندن در اين شغل نيست. 

 پژوهش هاي علمي نشان مي دهد كه خبرنگاران در طول دوران خدمت مقدس اطلاع رساني به انواع بيماري ها از جمله افسردگي ،كسالت وبي خوابي، مشكلات گوارشي ، مشكلات عصبي و رواني ، اختلالات شديد جسمي ، اختلالات قلبي و تنفسي ، ضعف بينايي ، پرخاشگري ، گردن درد و دست درد ، بي حسي انگشتان ، فراموشي، مشكلات خانوادگي ، عجول بودن ، عدم احساس امنيت جاني و شغلي و غيره مي شود.
  متخصصين علم پزشكي و روانشناسي مي گويند كه روزنامه نگاري يكي از ده شغل پر خطردنيا بشمار مي رود كه بدليل استرس فراوان و دنبال كردن اخبار روزانه ، افراد را در معرض سكته هاي قلبي و زخم معده قرار مي دهند .
   امانت داري و صداقت در نوشتار و نيز رعايت ملاحضات اجتماعي ، فرهنگي ، سياسي ، اقتصادي از خصوصيات بارز و قطعي كار خبرنگاري است كه اگراين خصوصيات نباشد خطاي خبرنگار بسرعت برملا شود و همچنانكه در بسياري از اوقات خبرنگاران به انواع اتهام هاي دروغين نيز متهم مي شوند و چه بسا اينكه به خاطر درج واقعيات از حقوق اجتماعي نيز محروم گردند.
  مهمترين چيز در اين بخش راضي نگهداشتن همه افكار و عقايد و ديدگاه هاست كه بقول شاعر هر كسي از ظن خود شد يارمن ؛ يعني خبرنگار بايد طوري عمل كند كه دل همه افراد را نگه نداشته و يا به گفته يكي از دوستانم شغل خبرنگاري شغلي چند كارفرمايي است و يك بام و چند هوا كه بايد با همه هواها و سازها رقصيد و دم در نياورد، براي يك خبرنگار كارفرماهايي با سلايق و مقصودهاي فراوان وجود دارد و همين موضوع مي تواند بسيار سخت و دشوار باشند و اين يك نوع جنگ اعصاب است و مانند خوره به جان انسان مي افتد.
 در اصطلاحي ديگر بايد اقرار كرد كه مترادف كار خبرنگاري با استقلال ،آزادي ، عمران ، آباداني ، اصلاح و پيشرفت و تغيير در دگرگوني اجتماعي، امانت داري و صداقت و ترويج فكر و فرهنگ و انتقال انديشه ، توليد و سازندگي است كه همه و بسياري بيش از اين ، در راستاي نقش خبرنگار به معناي اين است كه رسانه ها باشند تا مردم خوب نفس بگيرند و چه اينكه اگر رسانه اي وجود نداشته باشد كلامهاي نوشتاري ، ديداري و گفتاري شكل نگرفته و لحظات تاريخ و فرهنگ و انتظارات مردم نيز ثبت و ضبط نمي شود .
  يعني افكار عمومي و تحولات اجتماعي در يك جامعه به حركت و فعاليت خبرنگاران وابسته است و اين خبرنگاران هستند كه مي توانند سطح باور و انديشه ها و استعداد افراد جامعه را با كسب نظريه هاي علمي و انتقال آ نها رشد و توسعه دارد و سطح علم و دانش و فرهنگ يك جامعه را بالا برده و هر لحظه فكري نو در مثابه به نظريه  گلوله تزريقي در درون جامعه تزريق مي كنند .

 

+ نوشته شده توسط الهه محمدی در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388 و ساعت 15:2 |
در آندم که دشت سرسبز آرزوها زیر تیغ بیرحم جداییها بایر میشود ای گل همیشه بهار من تو را در کشتزار قلبم به بار خواهم نشاند .   تو را در میان انبوه غمهایم همچون شبنمی در سینه ی سرخ گلها میهمان خواهم کرد آنگاه قرار را از این سامان دور باید کرد چراکه در آتش عشق همچون اسفند باید بیقرار بود ومن هزار بار خواهم مرد وهر بار به قصد فدای تو باز زنده خواهم شد ُ.                           تو کیستی که چنین سرگشته بدنبالت تمام بادیه ها را پشت سر گذاشته ام؟
آیا تو همان خورشید بامدادانی که در سپیده دمی بر مشرق بی طلوع قلب من تابیدی و طلیعه ی شبهای سیاه مرا ختم کردی؟

آیا تو همان چشمه ی خروشان و زلال آرزوهای نایافته ی منی که در شوره زار این وجود خسته راز زندگی را برملا کردی؟

آیا تو همان نسیم خنک تبسم امیدی که افق تار دیدگان بیسوی مرا به بیکران عشق رهنمون شدی ؟

پس تو را سالهاست با آنکه نشناخته ام میشناسم بدنبالت گشته ام و اکنون در اوج آوارگی این پریشان سرگشته یافتمت چه زیبا در مینای این قلب شکسته تجلی یافتی  پس از سالها یافتم آنچه را نمی یافتم .

+ نوشته شده توسط الهه محمدی در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 23:8 |
   در این ملال قریبی که یک آشنا هم در کنارت نیست بیا در هجران یکدیگر ناله هایمان را سر دهیم .

بغضهایی که سالها جانمان را فرسوده اند تا کدام مرحله ی این بیابان دور ما را همدم خواهند بود  ؟

ای شکسته در تندبادهای بیوفایی تا چند هجران شانه هایت را تاب آورم و تا چند اشکهایم را در دامن سکوت بریزم ؟     شعله های این آتش بر قلب بی پناهم زبانه کشیده است ونمیدانم تا چه زمان در لهیب این شراره ها خواهم سوخت .به امید وصال تو چه لحظه های جانکاهی را پشت سر گذاشتم و جوانیم چه زود رنگ پیری را به رخ گرفت.من در تمنای نگاهت تمام فاصله ها را کبوتر امید طی کردم و هر لحظه بر فراز آسمان محبتت در پرواز بودم.بالهای محبت را با هیچ سنگی نمیشود شکست وفاصله ها همیشه تسلیم عشق خواهند شد.

+ نوشته شده توسط الهه محمدی در شنبه سوم اسفند 1387 و ساعت 22:55 |
شهرستان سنقر یا سنقر کلیایی یکی از شهرستان‌های استان کرمانشاه در غرب ایران است. مرکز این شهرستان شهر سنقر است که در ۸۵ کیلومتری شمال شرقی شهر کرمانشاه و در طول جغرافیایی ۴۷ درجه و ۳۶ دقیقه شرقی و عرض ۳۴ درجه و ۴۷ دقیقه شمالی واقع شده‌است که ارتفاع آن از سطح دریا ۱۷۰۰ متر است. این شهرستان از شمال به شهرستان قروه، از جنوب به شهرستان صحنه، از شرق به شهرستان اسدآباد واز غرب به شهرستان کامیاران محدود می‌شود.

شهرستان سنقر در سال ۸۳ بالغ بر ۴۰٫۸۴۸ جمعیت داشته‌است.

واژه سنقر دگرگون شده سنقار است که در زبان ترکی نام مرغی شکاری است. احتمال می‌رود این پرنده در این شهرستان وجود داشته و به همین جهت این ناحیه به سنقر معروف شده‌است. قدیمی ترین متنی که نام سنقر بدین صورت در آن آمده کتاب تواریخ سلاجقه است. در دوره سلاجقه امرای سنقر به نام «آق سنقر» معروف بوده‌اند.

در دوره صفویه اسدآباد جزء منطقه سنقر شمرده می‌شده‌است. در زمان شاه عباس صفوی، فرماندار سنقر عثمانیان را از مرز بیرون راند. در دوره افشاریه و زندیه سران ایل کلیایی که خود را از اعقاب صفی خان از خانهای دوره صفوی می‌دانند به حکومت سنقر منصوب بوده‌اند. نام قسمت کردنشین این ناحیه از اسم ایل کلیایی ماخوذ و به کلیایی معروف شد. چون دو قسمت سنقر و کلیایی شهرستان را تشکیل دادند این شهرستان سنقر و کلیایی نامیده شد.

شهرستان سنقر و کلیایی در جلگه همواری واقع شده و اطراف آن را رودخانه، سبزه زار، باغات و بیشه‌زار فرا گرفته‌است و قله‌های کوه‌های آن تا اواخر تابستان از برف زمستانی پوشیده‌است.

بقعه تاریخی مالک، و امام‌زاده احمد در سنقر واقع شده‌اند

+ نوشته شده توسط الهه محمدی در چهارشنبه چهارم دی 1387 و ساعت 22:21 |
نگاه مات اسمان اندم که بغضش را در سینه نهفته است چقدر سنگین است گویی از افشای راز نهفته در سینه اش میهراسد با هر غرش تندرها قلبش به تپش می اقتد که مبادا افشا شود                 راست میگویی چون دیگر خزانه ی قلبها سر به مهر نیست                                                                    کجاست سنگ صبورت انکه همیشه نگاهدار گنج اسرارت بود شاید اکنون شیشه ی دلی را شکسته باشد                                              سکوت کن و دردهایت را به جان نگهدار که داروی این ناطبیبان تنها سمی کشنده است       نگاهت را در میان ابرهای سیاه اندوه پنهان کن تا زشتترینهای نادیده در این ویران سرزمین را نبینی                  حجاب شب بر چهره ات بکش تا فروغ ایزدیت را نا محرمان پیشگاه اهریمن به دیده ی بد ننگرند                   ای سکوت کرده در پرده ی احرام تا چند اینچنین به حسرت مقامت اه از نهاد برکشیم   ما زاده ی قربانگاه عشقیم امده ایم تا بهای عشق تو را با جان بدهیم     و باز هم سکوت کرده ای کاش میتوانستم بگویم که سکوتت را بشکن ولی فریاد که انتهای این بیابان دهشتناک گرگهای گرسنه به انتظارند تا پژواک صدایت را برای هم بشارت دهند                        
+ نوشته شده توسط الهه محمدی در یکشنبه دوازدهم آبان 1387 و ساعت 14:39 |
هنگامی که نفسها در تحجر خفقان اور جهل حبس میشوند وسکوت تنها پیام اور درد است...من به تو پناه میبرم             هنگامی که چشمها در تاریکی پندارهای سرد از بینش محروم میشوند تا دلها در پتوی سرد ظلمت بی صدا بمیرند ...من به تو پناه میبرم        ان هنگام شکوفه های امید یک به یک خشک میشوند و از درخت زندگی به زیر می افتند ....من به تو پناه میبرم       هنگامی که خزان قریبی تمام داشته های باغ  اشنایی را میپژمراند و یخبندان بیکسی رونق گرمابخش بهار ارزو را میبرد....من به تو پناه میبرم           بهشت کجاست مگر نه در نهاد ارزومند به ارزو رسیده ای که معنای گرسنگی را از یاد برده است یادرتوهم دیوانه ای که معنی رنج را نفهمیده است یا در کلبه ی چوپانی که بره هایش به سلامت بازگشته اند        بهشت مگر نه در جاییست که کودکی در کنار مادرش مستانه قهقهه میزند وشیر رشادت مینوشد  یا در چشمان نابینایی که ملکوت نادیده هایش را در انچه دیگران میبینند میبیند             اگر بهشت در اینجاست پس من در میان  این جهنم که اتشش چشم جهان را کور کرده است چه میکنم     من در این پهناور بینهایت بیکسی به  کجا روی اورم             دیر هنگامیست که دلم تنگ است برای دستهای پینه بسته ی دهقان گندمکار برای صورتهای افتاب سوخته ی کودکان  برای کمرهای خمیده ی پیرزنان و برای مادرم  پدرم  برای دیدن انسانهای ساده دلتنگم برای قلبهای صاف وزلالشان بیتابم   برای یکی شدن ظاهر وباطن  برای تواضع وفروتنی...دلتنگم برای چشمهایی که از حلاوت یک سلام برق میزنند وبرای قلبهایی که از تندی یک نگاه میشکنند  من هنوز راه بهشتم را گم نکرده ام من تعلقم را به عشق میدانم من بانسیم فریب وطوفان خشم از راهم منحرف نمیشوم و به راهم ادامه میدهم            و همچنان خواهم رفت ........... 
+ نوشته شده توسط الهه محمدی در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387 و ساعت 14:45 |
یکی ازمسائل مهمی که در ارتباط میان انسانها مهم است گوش دادن به جای حرف زدن بیش ازحد است گوته میگوید سخن گفتن یک نوع احتیاج است ولی گوش دادن هنر مادو گوش داریم ویک زبان برای اینکه بیشتر ازحرف زدن گوش بدهیم انسانها بادوچشم ویک زبان به دنیا می ایند تادوبرابر انچه میگویندببینند .همان افرادی که کمتر دیده اند بیشترحرف میزنند وانهایی که هیچ ندیده اند درباره همه چیز اظهار نظر میکنند.اصولا انسانهای بزرگ گوش کردن وانسانهای کوچک حرف زدن رابه انحصار خود درمی اورند وبه تعبیری اشخاص اندیشمند شنونده اند واشخاص کوته نظر گوینده .کسی که کمتر حرف بزند وبداندکه چگونه به حرف دیگران گوش کند بیشترین بهره را میبرد .افراد عمیق ومتفکرکمترحرف میزنندوبیشتر سعی میکنند شنونده خوبی باشند .افراد هر اندازه کوچکتر وکوته بینتر باشند سعی دارند باپرحرفی واندرز دادن به دیگران خود رابزرگ جلوه دهند به همین دلیل هرکس بسیار میگوید مردم ازاو دوری میکنند.برای انکه بتوانیم ارتباط درست وموثری بادیگران برقرار کنیم باید روش وسبک گوش دادن موثر رانیزیادبگیریم .شنیدن یک رفتار منفعلانه نیست بلکه میتواند به صورت فعال درایدو بابرخورد مناسبی برای صحبتهای گوینده نتیجه ای را درپی داشته باشد.          امام باقر علیه السلام میفرماید خوب شنیدن را همچون خوب گفتن فراگیرید.         فرانک تایگر میگوید هنر گوش دادن رافرا گیرید فرصتها گاهی به اهستگی در میزنند.
+ نوشته شده توسط الهه محمدی در سه شنبه بیستم آذر 1386 و ساعت 14:58 |
این سوال برای فردی در شرایط من زیاد عجیب نیست چون زندگی در خوابگاه ُزندگی کردن در نبود امکاناتی اساسی را به انسان می آموزد .یکی از آن امکانات نایاب تیوی می باشد.اغلب اتاق تلویزیون یامحل مطالعه است یاتلویزیون خراب است یامافرصت استفاده ازان رانداریم برای همین مااغلب ازاطلاعات روز بی خبریم این شایدبه معنای دوربودن ازاجتماع باشد امااگرازمن بپرسیدمیگویم که این اتفاق زیادهم بدنیست چون به نظرمن اطلاعاتی که هرروز اطریق تلویزیون به ما میرسدمفیدفایده نیست اغلب اخبارتلویزیون فقط مایه ی اضطراب است وکارکردی درزندگی ماندارد البته این به معنی خالی از استفاده بودن ان نیست اماحرف من این است که این اطلاعات را می توان از طریق جراید ومنابع دیگر به دست اورد

 

+ نوشته شده توسط الهه محمدی در سه شنبه سیزدهم آذر 1386 و ساعت 15:9 |
بادقت درمفاهیم دین اسلام درمیابیم که ارتباطات به شکل وسیع دامنه دار واثرگذاردرکلمات وایات اموزه های قران کریم موردتوجه است .این ارتباطات شامل رابطه ی متقابل خداباانسان وانسان باانسان است درقران کریم مفاهیم ارتباطی ازقبیل سخن گفتن  خبررسانی   بیان کردن  وحی  الهام  داستان گویی   خواندن  نوشتن به کرات وبه مناسبتهای گوناگون مورداشاره قرارگرفته اند به نحوی که حدودیک سوم ازایات قران مشتمل مفاهیم فوق ومشتقات انهاست .تامل درتاریخ وخصوصاتاریخ ادیان  این نکته راروشن می سازد که خداوندبزرگ ازطریق ارسال پیامبران نزول کتابهای اسمانی خودرا به انسان معرفی میکند.نکته ی قابل توجه جالب اینکه درکتب اسمانی ازپسامبران به عنوان نبی یادمیشود واین کلمه درعربی ازریشه ی نبابه معنی خبراست .کتابهای اسمانی به عنوان رسانه های نوشتاری تداوم بخش رسالت پیامبران اند .بدین ترتیب ملاحظه میشودکه یک برنامه ی منسجم وجامع اطلاع رسانی وتثبیت وتداوم ان ازطریق رسانه های نوشتاری برنامه ای عظیم وسرنوشت سازشامل معرفی خدابه انسانهاوهدایت انهاراعهده داراست .نکته ی دیگراینکه روشهای اطلاع رسانی  چگونگی ایجادوبسط ارتباط وحتی محتوای پیام ها موردعنایت وتاکیدکتاب اسمانی قرارگرفته است برای مثال میتوان به ایاتی از قران کریم اشاره کردکه درانهاافعالی مانند  قل۰بگو۰نبئ۰خبربده۰ اتل۰بخوان۰ حدث۰بیان کن۰ ذکر۰یاداوری کن۰.برای نحوه ی اعلام وتبیین ایات الهی به پیامبراعظم امرشده است.  قران کریم براین معنی تاکیدمیکندکهپیام بایدمتناسب بامخاطب باشد .دراین رابطه میتوان به مواردی اشاره کردکه درایات مختلف به تناسب نوع مخاطب  تاکیدبربکارگیری پیام متناسب باان مخاطب شده است.مواردی ازقبیل معروف ۰نیکو۰   سدید۰محکم۰   بلیغ۰رسا۰  کریم۰بزرگوارانه۰  میسور۰دست یافتنی۰  لین۰نرم۰  ثقیل۰سنگین۰  ازجمله صفاتی هستندکه برای نحوه ی سخن گفتن وایجادارتباط بکاررفته اند.مهمترین واخرین نکته اینکه درمفاهیم دین هدف ازارتباطات تاثیرگذاری ان است .خداوندسبحان برای ایات مطالبی که درقران نازل فرموده اهدافی راذکرمینماید۰خداوندنشانه های خودراتبیین میکندتاانسانهافکرکنند۰بقره۰     به طریق متقابل رابطه ی بین انسانهاباخدانیزواجداثارواهدافی است ۰انسان مسائل ونیازهای خودرامیگویدتاخداوندبه نیازاوپاسخ دهد ۰سوره غافر       همچنین برای پیامهاوسخنان بشربابشردلائل واثراتی برشمرده است ۰حضرت موسی وهارون بافرعون به نرمی سخن گویندتااومتذکرشودوبترسد۰سوره ی طه   بدین ترتیب ملاحظه میشودکه اثربخشی هدف غایی روابط متقابل خداوانسان وانسان باانسان است.
+ نوشته شده توسط الهه محمدی در سه شنبه هشتم آبان 1386 و ساعت 11:0 |


Powered By
BLOGFA.COM